دوباره من ....
به آقای قاسمی مسئول خوابگاه جی قول داده بودم که برمی گردم و اتاق ۱۲۰ و رزرو کرده بودم
نتیجه ی کنکور اومد و دیدم یزد قبول شدم .
اما می دونستم که من و یزد اصلا همو دوست نداریم ![]()
امروز بعد از ۱۴ روز و ۶ و نیم ساعت دوندگی . ۳ تا سفر تهران و چندبار اصفهان اومدن و برگشتن به یزد و.... آخرین امضای نامه هامو گرفتم ![]()
خدارو شکر می کنم که تلاشم بی نتیجه نموند و تونستم حقمو بگیرم ![]()
از فردا میرم سر کلاس جدیدم تو دانشگاه اصفهان
با استادایی که دوسشون دارم
البته اصفهان رو دوست دارم چون....
بزودی راجع به این دوست داشتن براتون می نویسم ![]()
امروز نتیجه ی مثبت اندیشی و امیدواری و توکل به خدا و دعا و تلاشمو گرفتم ....
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت
امام علی میگه :
خدا تنها بخشنده اییه که با بخشیدن چیزی ازش کم نمیشه و با نبخشیدن چیزی بهش اضافه ! از او بخواهید....
پس دعا.....
و التماس دعا![]()


