سلامت و بيماري انسان تحت تاثير دو عامل است ، يكي عامل محيطي و ديگري وراثت و ژنتيك .
اپيد ميولوژيستها مي گويند ،عوامل متعددي در ايجاد يك بيماري نقش دارند . يكي از اين عوامل مي تواند عامل لازم باشد مثلا״ در ايجاد بيماري سرخك ، وجود ويروس سرخك عامل لازم است. يكسري عوامل ديگري هست كه به آنها عوامل غير لازم يا كافي گويند.
حلقه هاي اپيدميولوژيك متشكل از عامل بيماريزا، ميزبان ، روشهاي انتقال و عوامل محيطي مي باشد. و هركدام از اين حلقه ها كه قطع شود ، باعث جلوگيري از بيماري واگيرمي شود.
1 – عامل بيماريزا : عوامل بيولوژيك بودهكه با فرايندهاي بيولوژيك خودشان باعث ايجاد بيماري مي شوند.
2- ميزبان : موجود زنده اي است كه عوامل بيماريزا در شرايط طبيعي بتوانند محل مناسبي براي زيست و فعاليتهاي حياتي خود در بدن آن موجود زنده ايجاد نمايد.
3 – انتقال : مكانيزمي است كه عامل بيماريزا از طريق آن در محيط منتشر مي شود و به افراد يا ميزبان منتقل مي شود .
انتقال بيماري كلا به چند صورت انجام مي پذيرد :
روش مستقيم به روش ناقلين ( ويكتور ) ،از طريق اجسام ، از طريق هوا .
4 – عوامل محيطي : شامل عوامل فيزيكي ، شيميايي، بيولوژيكي ، فرهنگي ، اقتصادي و بسياري از عوامل ديگر كه انسان تحت تاثير آنها قرارمي گيرد.
قدرت تطابق حشرات با محيط زياد است اما انسان قدرت تطابق چنداني با محيط ندارد . اما در عوض انسان با دارا بودن قوه تفكر ، مي تواند در محيط تغيير ايجاد كند و همچنانكه اصول مهندسي بهداشت محيط نيز مي گويد ، فراهم آوردن محيط سالم براي زندگي انسان به منظور پيشگيري از بيماريها.
حفاظت انسان از تماس با عوامل بيماريزا يا از بين بردن عوامل ، دو كاري است كه انجام مي شود .
مخاطرات بهداشتي در جوامع براساس شكل بروزشان متفاوت است. براي كنترل هر بيماري خاص نياز به اجراي يك يا چند مورد از اصول مهندسي بهداشت محيط هستيم . بطور مثال يك روش جداسازي است كه بيماريهايي كه خطرناكند و سريع منتقل مي شوند را بايد از طريق جداسازي و ايزولاسيون كنترل نمود.
عوامل زنده و عوامل غير زنده محيط موجب فراهم شدن شرايطي مي شوند كه در هر منطقه با توجه به فاكتورهاي محيطي عوامل زنده در يك حالت تعادل بيولوژيك قرار گيرند و نهايتا در آن شرايط يك گروه بيماريهاي خاص ديده مي شوند.
Vector born diseas
: بيماريهايي كه توسط موجودات زنده انتقال داده مي شوند .
VECTOR
: موجوداتي هستند اعم از مهره دار ،بي مهرگان ،ميزبان اوليه ، ميزبان واسط كه عامل بيماريزا را با مكانيسم انتقال به ميزبان يا متعلقات ميزبان انتقال مي دهند.
اهميت مبارزه با ناقلين : به اين جهت است كه با فراهم شدن شرايط زيست و با داشتن قدرت سازش و تطابق و توليد مثل سريع ، ظرفيت باروري زياد ، جمعيت آنها سريع افزايش چشمگيري پيدا كرده و به سطح خطرناك جمعيتي مي رسند كه با فرايندهاي حياتيشان منجر به بروز بيماريها مي شوند و ضرورت ايجاب مي نمايد كه با آنها مبارزه شود.
بيماريهاي منتقله توسط ناقلين با برنامه هاي توسعه ارتباط مستقيم دارند .
بعضي از برنامه هاي توسعه باعث اشاعه بيماريها مي شوند ، مثل : برنامه هاي توليد انرژي ، آبياري ، آبرساني ، كشاورزي ، بيابان زدايي كه باعث فراهم شدن محيط زيست ناقلين مي شود .
مثلا اشاعه بيماري ليشمانيوز در اثر بيابان زدايي جديدا حادث شده است .
معمولترين روش كنترل اين بيماري مبارزه با ناقلين مي باشد ( ويكتور كنترل ) بطور مثال اگر ليشمانيوز در يك منطقه اي شايع شده باشد براي كنترل آن ابتدا مي بايست نوع ليشمانيوز را شناسايي كنيم ، مخازن نيز متفاوتند :جوندگان وحشي ، انسان و... كه بايد تمام اطلاعات مربوط به مخزن اعم از فصل فعاليت ،نحوه لانه سازي و غيره را بررسي نمائيم . در مورد ناقل نيز مي بايست نوع آن مشخص شود .
روشهاي مهندسي مبارزه با ناقلين
اصول كنترل حشرات متكي به كاربرد روشهايي است كه منجر به كشتن حشرات يا ناقلين ، دخالت در تغذيه و كاهش توليد مثل ، تغيير رفتار وانتشار آنها مي شود.
جانوران بندپا تحت تاثير يكسري عوامل طبيعي جمعيتشان تحت كنترل است . مثلا درجه حرارت مهمترين عامل طبيعي است كه تاثير دارد.
بندپايان جانوراني متغيرالعراره هستند . معمولا رشد و تكثير حشرات را در دو آستانه حرارتي مينيمم و ماكزيمم اندازه گيري مي كنند . درجه حرارت كمتر و بيش از اين مقدار باعث مرگ مي شود.
هرچه درجه حرارت در جهت درجه حرارت اپتيمم باشد ، فعاليت در حداكثر خواهد بود.
هرچه فعالت بيشتر شود ، دوره رشد سريعتر و طول عمر حشره كمتر مي شود و براين اساس يك ضريب حرارتي براي حشرات تعيين مي كنند كه در كشاورزي و بهداشت كاربرد زيادي دارد.
لارو پشه هاي كوليسيده از 11 درجه تا 34 درجه سانتي گراد رشد مي كنند . در 11 درجه حدود يك ماه طول مي كشد تا لارو از تخم خارج شود و در 34 درجه اين مدت به هفت روز مي رسد. و در 38 درجه رشد لاروها متوقف مي شود.
بنابراين در مناطق گرمسير كه رشد لارو سريع دارند ،بايد دوره سمپاشي هفت روزه باشد.
عموامل ديگري نيز مانند نور موثرند ،نور در پيدايش دياپوز ( حالتي كه حشرات طي يك دوره بدون فعالت مي شوند )
مواد غذايي ، عوامل زنده بيولوژيك (بيوتيك محيط ) ، رطوبت ، باد ، باران و ... نيز تاثير بسزايي در كنترل حشرات دارند.
كنترل مصنوعي
كنترل مصنوعي براي كاهش جمعيت ناقلين و مبارزه با بيماريها و افزايش سطح سلامتي جوامع انجام مي شود.
كنترل مصنوعي مستلزم مطالعات حشره شناسي دقيق در زمينه هاي بيولوژي ،اكولوژي در زمينه رفتار و عادات ناقلين مي باشد.
كنترل شيميايي يك از روشهاي كنترل مصنوعي مي باشد. كه در اين روش از تركيبات شميايي تحت عنوان مواد كنترل كننده ناقلين استفاده مي شود (در مورد حشرات ، حشره كش يا اينسكتي سايد - در مورد كنترل جوندگان ، جونده كش يا رودنتي سايد گفته مي شود).
حشره كشها از زمان جنگ جهاني دوم با كشف د.د.ت شروع و در خلال 40 سال كمك زيادي به كشورهاي در حال توسعه نمود و نقش زيادي در كنترل بيماريها داشت . ولي با بروز يكسري مشكلات مهم زيست محيطي ، بحث حشره كشها رها شده و باعث شد كه ديد ريشه كني بيماريها رها شود . چون با بروز مقاومت در ناقلين و گسترش آنها و افزايش تعداد گونه ها ي مقاوم ،باعث شد بشر فكر ديگري براي كنترل ناقلين نمايد ولي تا آن موقع ارزانترين روش همان حشره كشها بودند.
حشره كشها از طريق تماسي ، تنفسي و گوارشي اثر كرده و از منابع مختلفي تهيه مي شوند مانند :تركيبات گياهي ، معدني ، آلي و بسياري از تركيبات ديگر كه بصورت فرمولاسيونهاي مختلف به بازار عرضه مي شوند.
دلايل توجه به حشره كشها
1 – كاربرد آسان
2 – ارزشيابي سريع انجام مي شود
3 – كنترل سريع انجام مي شود
مديريت محيط
ابتدا توسط چند سازمان محدود بكار گرفته شد و سپس سازمان بهداشت جهاني به منظور رفع سوء تفاهماتي و برداشت صحيح تعاريفي را ارائه داد .
EMFVC
مديريت محيط براي كنترل ناقلين شامل :برنامه ريزي ، سازمان دهي و پايش فعاليتهايي مي باشد براي كاربرد محيط ، تدابير در محيط و تغيير در محيط و ...
En. Modification
نوعي مديريت محيط مي باشد شامل تغييرات فيزيكي و مكانيكي دائمي و طولاني مدت در وضع زمين ،آب و گياه در يك محيط با هدف جلوگيري از پيدايش ،حذف و كاهش منابع رشد لاروي مانند : پركردن چاله ها و هموار نمودن و يا زهكشي كردن زمين
En.Manipulation
نوعي مديريت محيط شامل فعاليتهاي برنامه ريزي شده كه قابل برگشت بوده با اهداف ايجاد شرايط موقتي نامساعد در محيط زيست . عمليات موقتي است و به محض اينكه قطع شود ،تكثير ناقلين مجددا شروع مي شود . مانند : شستشو يا علف زدايي كردن كنار نهرها.
En.Mo & Ma . of Human or Bihaviours
يعني در محيط زيست انسان تغيراتي داده كه ارتباط آن با پاتوژنها قطع شود . مثل : حفاظت منازل ، رعايت بهداشت فردي ،عدم شنا در آبهاي آلوده كه در آن ارتباط انسان با ناقل يا پاتوژن قطع مي شود .
روشهاي مديريت محيط معمولا جزء لاينفك عوامل موثر در كنترل ناقلين است و با وجود مشكلات و نياز به سرمايه گذاري سنگين اوليه به لحاظ بازدهي طولاني و مزاياي جنبي معمولا״ باصرفه هستند ولي مثل ساير روشها عوارض جانبي هم دارد .
چنانچه در استفاده از برنامه هاي مديريت محيط دقت كافي بعمل نيايد ،عوارض زيانبخش جبران ناپذيري را بجاي مي گذارد.
اكثر برنامه هاي مديريت محيط شامل كارهاي ساده و كم خرجي هستند كه با كمي آموزش ، در توان اكثر پرسنل اجرايي محلي و معمولي مبارزه با ناقلين مي باشد.
ولي در پروژه هاي سنگين و طرحهاي گسترده ، نيازبه سرمايه گذاري و تامين وسايل مكانيكي ، نيروهاي متخصص و هماهنگي با ساير بخشها و ارگانهاي ذيربط و... مي باشد.
در برنامه هايي كه براي كاربرد تدابير در محيط بكار مي رود ، اساس براين است كه محيط زيست ناقلين را نامساعد كنيم و تغييراتي دائمي در محيط نمي گذاريم .
اين روشها معمولا نياز به اطلاعاتي در خصوص دانش اكولوژي و روابط ناقل با محيط دارد .
در روش اصلاح محيط كار چنداني به دانش اكولوژي نداريم.
براي كنترل مانسونيا كه داراي خار تنفسي است و ازاكسيژن گياهان داخل آب تغذيه مي كند ،اگر اين گياهان را از ين ببريم ، مانسونيا كنترل مي شود .
از بين بردن گياهان باعث مي شود گونه هاي آفتاب دوست كه امكان دارد از نظر انتقال بيماري از مانسونيا خطرناكتر باشند ، رشد و تكثير نمايند.
(مقاله از مهندس سلیمانی دانشجوی کارشناسی ارشد حفظت محیط زیست اصفهان)


